عبدالله مستوفى

79

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

يكطرف ، و عمال ماليه از طرف ديگر را با كدام اطلاع و بصيرت و از روى كدام جزو جمع و مدرك قانونى حل خواهند كرد ؟ « 1 » در عدليه كه بهيچوجه محتاج بوجود آنها نيستيم . مگر اينكه خيال كرده باشيد در ميراث قاعده للذكر مثل حظ الانثيين و لكم نصف ما ترك ازواجكم ، را برهم زده دارائى متوفى را با رشد اولاد بدهيد ، و يا طلاق را منسوخ كرده ، و يا آيهء « وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ » را متروك نمايند ، ما واقعا نمىدانيم كار مستشار داخله چيست ؟ و چه احتياجى بوجود او داريم . تنها كارى كه بكند مثل دمورنى فرانسوى بعد از سه سال اقامت در ايران و گرفتن ده پانزده هزار تومان حقوق و اندامنيته دو جمله از كتاب حضرت امير المومنين عليه السلام به مالك - اشتر نخعى را بتوسط بعضى از متملقين ايرانى ترجمه و بخرج دولت ، منتهى اين دفعه به زبان انگليسى طبع كرده ، براى دوستان خود بلندن هديه بفرستد . زيرا در زمينهء شناسائى عادات و اخلاق و رسوم و آداب و معرفت به حال ايلات و عشاير و روساى خانواده‌هاى بزرگ مسلما نمىتواند دستورى به حكام و فرمان فرمايان و مأمورين ولايات ما

--> ( 1 ) - ممكن است خوانندهء عزيز وضع ماليهء امروز را در نظر داشته و به اين جملهء متن ايرادى دارد ، ولى در آن روزها كار ماليهء ايران همين‌ها بود كه در متن به آن اشاره شد و متخصصين خارجى هيچ از آن سر در نمىآوردند . امروز هم همانطورها است جز در پاره‌اى از موارد خاص بخصوص براى ماليه خيلى محتاج به متخصصين خارجى نيستيم ، زيرا دكترهاى اقتصاد خودمان همه چيز را مىفهمند و از عهدهء هركارى بيرون مىآيند ، ولى چه بايد كرد كه ما دست از تبعيت افكار خارجه برنميداريم ، بايد سايرين بگويند تا ما به چيزى معتقد بشويم يا شايد دعوت متخصصين خارجى بيشتر براى آن باشد كه بسايرين كه ميخواهند در معامله با ما كلاهى از ما بربايند حالى كنيم كه عقيدهء پروفسور بسلاژيدل مرد دانشمند به تمام معنى هم مطابق نظريهء ماست يا حساب نفت را مسيو روسو محاسب بىبدل فرانسوى هم مثل ما تشخيص ميدهد . من از قضا با اين دو نفر آشنائى و خصوصيت پيدا كردم و در زمينهء مذاكرهء نفت با دولت انگليس كه براى تشخيص همين موضوع اين دو نفر مرد دانشمند متخصص غير قابل انكار را از فرانسه خواسته بوديم با آنها مذاكره كردم . اگر بگويم معلومات آنها چيز تازه‌اى به من نياموخت حمل بر خودپسندى نفرمائيد . زيرا راه راست جز يكى و حرف حق جز يك كلمه نيست . منتها چه بايد كرد كه انگليسها به حرف اين دانشمندان هم متقاعد نميشوند و وزير ماليهء ما را وادار ميكنند كه بقول قماربازها در يك « كلاغ‌پر » لايحهء سراپا مضر به حال ايران را بمجلس ببرد و همين كه رد شد از اعضاى كار شكايت كند كه چرا مطالب ادارى را بوكلا گفته و آنها را بحقيقت آشنا كرده‌اند ! چه خوب است كه جوانهاى ما بندى به اين گله‌گذاريها نمىبندند و مشغول كار خود هستند كه لدىله اگر كلاه ملت برداشته مىشود عامل يا عاملين آن معرفى ميشوند . تا به‌بينيم اعليحضرت همايون شاهنشاهى از سفر آمريكا با چه روحيه‌اى مراجعت فرمايند كه در اين مسافرت دانسته‌اند سايرين نميتوانند حقوق حقهء ما را بدهند .